تبلیغات
شخصیت های مراغه - ادامه حاج علیخان مقدم مراغه ای( اعتماد السلطنه)
 
شخصیت های مراغه
مراغه شهر ما گلزار ایران.....
                                                        
درباره وبلاگ

استفاده ازتمام یا قسمتی از مطالب این وبلاک برای همه آزاد است لطفا جهت ارج نهادن به زحمات ما ذکر منبع یادتان نرود

تمایل به تبادل لینك باهمه را دارم اگر مایل بودید مرا با نام (شخصیت های مراغه) لینك داده وبه من خبردهید تا من هم شما را لینك دهم .
مدیر وبلاگ : جعفر فارابی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


ادامه حاج علیخان مقدم مراغه ای( اعتماد السلطنه)


قبر «شیخ سعد الأسمرتك روری» در «مزیرب» است و «مزیرب» وقف خانقاه او است. اگرچه در جنوب غربی «مزیرب» دهی است موسوم به «كتیبه» هوادار و دارای آب خوب چون از راه دور افتاده است مجبورا از «مزیرب» می روند. از «مزیرب» الی «ازرعات» دهی است چهار فرسخی آب های آن از چاه و از آن جا «مفرق» چون جایی است بی آبادانی و دشت و دره دارد ترس سیل دارد. حجاج پیش نرفته در «ازرعات» منزل می كنند. از «ازرعات» دوازده فرسخ راه رفته به «عین زرقا» می رسند. «عین زرقا» آب جاری دارد; جایی است با صفا. از «مزیرب» الی «عین زرقا» بیست و چهار فرسخ و سر منزل [است]. قلعه و آبادی دارد یك روز اتراق [می كنند]. در یك منزلی شمال شرقی این منزل قلعه ازرق است كه آب خوب و نخیل دارد. از «ازرق» به «عمری» كه دو سنگ آب از «عمان» آمده به سمت «غور» جاری می شود و در عرض راه «دوما» واقع است و از آن جا به «بلقا» كه جایی است بی آب «مشتا» و «بلاط» هم می گویند. و از «بلقا» هم بعد از عبور هفت عقبه به «قطرانی» كه سلطان سلیمان قانونی سی هزار تومان حالیه ایران [را] خرج كرده آب انبارش را تعمیر نمود و یك قلعه ساخت می رسند. گاهی می شود كه آب این آب انبار كفایت نمی كند حجاج یك فرسخ به غرب رفته از رود «لجون» كه پل معتبری دارد آب می آورند. از آن جا به «حسا» كه منزلگاه با آبی است رفته رو به شمال شرقی كرده در «كرك» منزل می نمایند. در این منزل از «شوبك» برای حجاج مایحتاج آورده می فروشند. این «شوبك» جایی است با صفا در میان دره چمن زاری واقع [و] آب فراوان و گوارایی دارد. كاروانسرا و قلعه و پل استواری و باغاتی دارد. از آن جا به «ظهر عنیزه» راه خیلی بد و كج و معوج است از آن جا نیز به «معان» رسیده اتراق نمی كنند. از شام تا «معان» هفتاد و دو فرسخ یعنی ده منزل است. این «معان» و قصیبه كوچكی است در قدیم الأیام بنی امیه ساكن بودند. عباسیان خراب و قتل عام كردند. محض رفاه حجاج سلطان سلیمان قانونی فرمود قلعه ای ساختند و آبی پیدا كرده جاری نمودند اما گوارا نیست و از اطراف بعضی خانه ها [خانواده ها] را آورده در این جا مسكن دادند. از معان به «ظهرالعقبه» كه «عبادان» [آبادان] هم می گویند و مثل «لیس وراء عبادان قریة» منسوب به این جا است و از این جا به «طبیلیات» كه نخلستان دارد می روند از «طبیلیات» به «ذات حج» كه حجر هم می گویند. نخلستانی دارد اما بیابانی است. سلطان سلیمان قانونی قلعه ای ساخت و آبش را جاری نموده است. به واسطه همین آب اهالی قلعه زراعت می كنند. از آن جا به «قاع البسیط» معروف به «عراید» كه جایی است شن زار و تپه ای دارد كه عرب «اكاشر» می نامند و از آن جا به «تبوك» می روند از آن جا به «معابر القلندریة» تپه كوچك و جای بی آبی است و از آن جا به «أخیضر» كه تنگه ای است. گاهی عرب «بنی لام» سنگ ریز كرده سد می نمودند اما سلطان سلیمان قلعه ای در بالای چاه آن ساخت و محافظ گذاشت آب را از چاه كشیده به بركه ها می ریزند تا كه بركه ها پر شوند. همین أخیضر در نصف راه مكه و شام واقع است و تسلط «بنی لام» رفع شد. از آن جا «بركة المعظم» كه بركه ای است در «بریه» از سنگ و بسیار بزرگ و از باران پر می شود از بناهای «ملك المعظم عیسی» است از ایوبیه از آن جا به «مغارش الزیر» كه «اقرح» هم می گویند و نیم مرحله است و از آن جا به «جبل الطاق» [كه] مقتل شتر حضرت صالح(علیه السلام) در آن جاست و محل مقتل موسوم به «مزحم» است از آن جا رو به شرق كرده به سرعت و هلهله می روند از «مبرك الناقه» عبور می كنند بعد در «حجر» كه مداین صالح هم می گویند اتراق می كنند از آن جا «قرا صالح» كه در كمره كوه خانه های قوم صالح منحوت106 در سنگ دیده می شود چاه های زیاد دارد اما خوردن آب آنها را حضرت رسول(صلی الله علیه وآله) نهی فرموده اند از آن جا به «علا» كه قصبچه ای است در نه فرسخی مداین صالح آب و هوای خوب و باغ های مرغوب دارد و از آن جا به «قطران» كه «طوامیر» هم می گویند در میان كمرهای كوه107 واقع [و] بسیار سخت و بی آب است عبور می كنند از آن جا به «شعب النعام» كه آبش آب باران است و در هر دو طرف راه آب جاری هم هست رفته می آورند از آن جا به «هدیه» كه چمن است و هرجا را كه حفر نمایند آب بیرون می آید اما آبش مسهل است و سبب آن [این است] كه در آن چمن «سنا» می روید از آن جا به «فحلتین» دو تپه كوچك است آب ندارد بالای این تپه ها كوه بزرگی است و در بالای قلعه آن بسیار منیع108 غیر مسكون است از آن جا به «وادی القرا» كه آب جاری ندارد ولی مانند جنگل است از كثرت اشجار قلعه متین و خندق داری دارد سه دروازه و مساجدی دارد و در محراب [مسجد] جامع اش استخوانی دیده می شود و آن استخوان استخوان بره مسموم109 است [كه برای] حضرت رسول(صلی الله علیه وآله)در فتح خیبر حاضر كرده بودند و به زبان آمده گفت: «لا تأكلنی فإنی مسموم».110 حمام این قصبچه در خارج قلعه است اسم ناحیه اش موسوم به ناحیه «قرج» است این ناحیه دهات معمور دارد. از آن جا به «آبار حمزه» حضرت حمزه در این جا مسجدی بنا فرموده اند. از آن جا به مدینه منوره در این جا دو یا سه روز اتراق می كنند بعد «آبار علی» است چاه ها را جناب امیر (علیه السلام)فرموده كنده اند عمق این چاه ها بیش از پنج ذرع نیست و شش منزل از مدینه منوره دور است حجاج شام در این جا احرام می كنند از آن جا به «قبور الشهداء» كه در میان كوه واقع و آبش منحصر به استخری است كه از آب های باران پر می شود و از آن جا به «جدیده» كه قریه ای است واقع در بالای تپه ای كه در میان دو كوه افتاده است آب فراوان و باغ و بوستان و نخلستان دارد هندوانه هم می كارند بد نمی شود. از آن جا به «بدر» كه آن هم مثل «جدیده» است. میان «جدیده» و بدر چند دهی است معمور و این ناحیه معروف به «وادی حفر» است. از آن جا به «قاع البزده» كه دشت شن زار و بی آب و علفی است. از آن جا به «رابغ» كه در ساحل دریای احمر واقع و لنگرگاه است دشتی دارد شن زار و در یك ذرعی آب بیرون می آید نخلستان و بوستان دارد علف حیواناتشان ماهی است كه از دریا صید می كنند در این جا دو طایفه از اعراب هستند موسوم به «روی روایا» و «روی جماع» كه موالی اینها از جانب دولت صره دارند از آن جا به «طارف» كه در دست چپ بلاد الطارف» است این ناحیه عبارت از دهات و مزارع معمور است جا به جا پر از درخت های بادام اهالی از برای حجاج ماست و پنیر و سایر لوازم آورده می فروشند. از آن جا از راه «خلیص» تا به «عقبة السویق» كه راه صاف مستوی111 است رفته [از] «عقبه السویق» كه بسیار صعب112 است عبور می كنند با این جمله113 جای خوبی است آب جاری و بساتین دارد. در این جا عرب زبید كه افجر و ارذل114 اعراب اند سكنی دارند هفتصد تومان صره داشتند اما اكنون دولت عثمانی آنها را تا به یك درجه مقهور115 ساخته و امرای ایشان [را] منصب و مواجب116 و نشان داده صره را موقوف داشته است. از آن جا به «عسفان» كه فقط یك چاه دارد در این جا آثار كثیره مشاهده می شود و موسوم به «مدرج عثمان» [است]. از آن جا به «بطن مر» و از آن جا به «ابو عرود» كه قریه ای است. واقعه در دامنه كوه باغات و بساتین و آب فراوان دارد. از آن جا به «مكه مكرمه» واصل می شوند. پی نوشت ها: 1- دافع الغرور ص5 الی 7 2- میرزا علی خان اعتماد السلطنه در سال 1222ه . ق. متولد شده است. 3- دافع الغرور 11 4- المآثر والآثار ص472 5- این سفرنامه كه حاصل این مسافرت بوده توسط وی در این سفر به نگارش درآمده است. 6- دافع الغرور ص11 7- مرآة البلدان ج1 ص4 8- المآثر والآثار ص472 9- دافع الغرور ص13 10- دافع الغرور ص12 11- المآثر والآثار ج1 ص89 و مرآه البلدان ج2 ص1212 12- مراة البلدان ص1244 13- همان ص1153 14- همان به سال 1268ه . ق. 15- همان ص1387 16- المآثر والآثار ج1 ص94 17- همان ص95 18- همان صص105 و 106 19- دافع الغرور ص12 20- همان ص122 21- خاطرات اعتماد السلطنه ص1084 22- زندگانی میرزا تقی خان امیر كبیر حسین مكی ص463 23- جهان خانم ملقب به مهد علیا نواده دختری فتحعلی شاه و دختر اعتضاد الدوله امیر محمد قاسم خان قاجار قوانلو بوده است. در اواخر سلطنت محمد شاه به جهت بیماری شاه مهد علیا در تمام امور مملكتی دخالت می كرد و پس از فوت شاه تا ورود ناصر الدین شاه از تبریز به تهران كلیه امور سلطنتی را عهده دار بوده است. (زندگانی میرزا تقی خان امیر كبیر ص469). قابل توجه آن كه اعتماد السلطنه در بعضی سفرها از جمله سفر حج مهد علیا را همراهی می كرده است. 24- زندگانی میرزا تقی خان امیر كبیر ص464 25- چگونگی قتل امیر كبیر را به شیوه های دیگر نیز نقل كرده اند كه در كتاب زندگانی میرزا تقی خان امیركبیر تألیف حسین مكی آمده است ص509 26- همان ص518 27- همان ص521 28- دافع الغرور ص14 29- آل عمران: 8 30- صفحه 180 نسخه اصلی. 31- امر و فرمان. 32- شب ماندن و توقف مسافر در جایی میان راه. 33- ریس حاج رومی. 34- مراقب صحت كیل و پیمانه. 35- رسوایی و بدنامی. 36- نیكو خبر دارای فایده. 37- لقبی است كه در مصر و تركیه به وزرا و امرا داده اند. 38- پایتخت تركیه. 39- كشور سرزمین. 40- كیسه سربسته پول. 41- هزینه كردن. 42- كسی كه لوازم مورد نیاز سپاهیان را تهیه كند. 43- آن كه راه را می شناسد و دیگران را هدایت می كند. 44- هر من تبریز سه كیلو است. 45- واحدی برای شمارش شتر. 46- دو قسمت كردن. 47- شلوغی جمعیت. 48- قلعه كوچكی میان قعله بزرگ قصر. 49- وسایل جنگ. 50- آن چه در آن كسی یا چیزی را حمل كنند. 51- بانگ طبل و دهل و سر و صدای موكب سلاطین و بزرگان در حال حركت. 52- نقیب كاروان. 53- خدمت كار. 54- انسان. 55- جایی كه برای فروش اجناس چادر می زنند. 56- همیشگی. 57- حاجیان غیر عرب. 58- بیمار. 59- زیبا. 60- جنازه. 61- مخفیانه. 62- تختی شبیه صندوق كه دارای چهار دسته بلند است و مسافر در آن می نشیند و آن را چهار نفر روی دوش می گیرند و می برند یا در جلو و عقب آن دو اسب یا استر می بندند. 63- سولفات دومنیزی. 64- زن بزرگ منش بی بی. 65- آباد. 66- كوچك. 67- جنگ. 68- جوشیده. 69- ساختمان های ویران شده. 70- ناحیه ای است شامل چند قصبه و ده. 71- جایی كه مانند استخر آب در آن جمع شود. 72- هر ذرع معادل 104 سانتی متر است. 73- بزرگ. 74- زیر. 75- مرجع بزرگی و عظمت. 76- مسافتی كه مسافر در یك روز طی كند. 77- پیمودن. 78- آقای دو سرا. 79- بزرگان. 80- حقوق. 81- اجتماع. 82- حمله كردن. 83- هم اكنون فاصله مدینه تا مسجد شجره كمتر از بیست كیلومتر است و جای شگفتی است كه چگونه بیست ساعت طول كشیده البته احتمال این كه نویسنده اشتباه كرده باشد نیز بعید به نظر نمی رسد. 84- ناچار. 85- متحد و هم نظر. 86- مراد درآوردن لباس دوخته و احرام پوشیدن است. 87- جمع رخت لباس. 88- بد بو. 89- بالا و پایین. 90- طرز و سبك. 91- در این جا فتاوای مراجع با یكدیگر متفاوت است بسیاری از آنان در شب زیر سایه و سایبان رفتن و قرار گرفتن را اشكال نمی كنند. 92- اختصاص به شب هنگام خواب ندانسته بلكه مردان محرم
باید تا زمانی كه در احرام باقی هستند سر و روی پا را نپوشانند. 93- رها شدن و رفتن. 94- قسمت. 95- مؤلف كندن مو را به جای قیچی كردن آورده كه طبق فتاوای فقها صحیح نیست و كندن مو كفایت نمی كند. 96- آسوده خاطر پایان یافتن. 97- باغ ها. 98- چرخ بزرگ و یا كوچك كه توپ به آن بسته شده است. 99- تعریف و ستایش. 100- شكوه و بزرگی. 101- مالیات عوارض. 102- عده ای سرباز كه در محلی برای نگهبانی گماشته می شوند. 103- یك دهم. 104- پرچم تحت پوشش. 105- جبران كمبودها. 106- تراشیده شدن. 107- میانه كوه. 108- استوار و بلند. 109- سم داده شده. 110- مرا نخور پس همانا من سم آلوده گشته ام. 111- هموار. 112- دشوار. 113- با این حال. 114- پست تر و نابكارتر. 115- مغلوب. 116- حقوق و جیره ماهیانه یا سالیانه.




نوع مطلب : مشاهیر مراغه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




دوشنبه 13 شهریور 1396 06:26 ب.ظ
Great post. I used to be checking continuously this blog and I am inspired!

Extremely helpful info specially the last section :) I deal with such information much.
I was looking for this certain info for a very long time. Thank you and best of luck.
یکشنبه 20 فروردین 1396 11:14 ق.ظ
Spot on with this write-up, I absolutely believe that this website needs far more attention.
I'll probably be returning to read through more, thanks for the information!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر